ابوالقاسم شاكر
45
تاريخ تشيع در ايران (فارسى)
پيامبر ( ص ) هنگام نزديك شدن وفات خويش ، على بن ابىطالب و گروهى از شيعيان و ارادتمندان او را در لشكر اسامه نفرستاد ، تا چنانچه مرگ او فرا رسيد ، اين چند نفر با بيعت با امام على ( ع ) خلافت و حكومت را براى آن حضرت تمام و عملى كنند ، ولى متأسفانه عمر ، ابوبكر و برخى ديگر با تخلف از لشكر اسامة بن زيد اين تدبير عالى پيامبر را نيز به هم زدند تا مبادا خلافت به على ( ع ) برسد . « 1 » 2 . شيعه پس از پيامبر ( ص ) از نظر تاريخى ، اختلاف در ميان مسلمانان و ظهور ديدگاههاى گوناگون درباره رهبرى جامعه اسلامى از وقتى شروع شد كه پيامبر ( ص ) چشم از جهان فروبست . بنا بر گزارش بيشترِ تاريخنگاران ، انصار به محض شنيدن خبر رحلت پيامبر ( ص ) بدون اينكه در كنار بدن مطهر رسول خدا ( ص ) حاضر شوند ، در منزل سعد بن عباده رئيس قبيله خزرج گرد آمدند و به لحاظ عدم گنجايش منزل او به سقيفه بنىساعده رفتند كه محل اجتماعشان در مسائل مهم بود . دو نفر از انصار به نامهاى عُوَيم بن ساعده و مُقن بن عدى خبر تجمع انصار را به قريش رساندند . عمر به محض شنيدن خبر تجمع انصار ، ابوبكر و ابوعبيده جراح را نيز با خبر كرد و به اتفاق ، به طرف سقيفه حركت كردند . سعد بن عباده در حالى كه بيمار بود ، به عنوان رئيس انصار براى تصدى جانشينى پيامبر ( ص ) به سقيفه آمد و به سخنرانى پرداخت . او در آغاز ، از مهاجران تعريف كرد و سابقه آنان در اسلام و لزوم حرمت نهادن به آنان را يادآور شد . سپس مدينه را شهر انصار خواند و آنان را به لحاظ موقعيتى كه نزد پيامبر ( ص ) داشتند و به عنوان مدافعان و نخستين پناهدهندگان او به شمار مىآمدند ، ستود و گفت : پيامبر ( ص ) در ميان ما عزت پيدا كرد ، و رواج اسلام به كمك ما صورت گرفت ، مهاجران به وسيله ما سر و سامان يافتند و . . . ، بدين جهت ، انصار براى تصدى خلافت سزاوارترند . سخنان سعد مورد تأييد انصار قرار گرفت .
--> ( 1 ) . همان ، ص 60 - 61 به نقل از شيخ محمدحسين مظفّر .